حکایت مربیگری پاس همدان مصداق بارز «شتر سواری دولا دولا»ست.
یک روز میگویند پور حیدری سرمربی است و روز دیگر نام منصوریان به عنوان سرمربی مطرح میشود.
به نوشته خبر ورزشی ، این وسط بدون شک ایراد کار از مدیریت باشگاه است که نمیتواند سرمربی را انتخاب کند. البته اولیایی مدیری سالم است، اما در ماجرای منصوریان و پورحیدری، او ضعیف عمل کرده؛ به طوری که شاهد دخالتهای پورحیدری در امور فنی هستیم.
اولیایی باید بپذیرد منصوریان مربی جوان و آیندهداری است. او میتواند روی این مربی سرمایهگذاری کند و آینده پاس را بسازد، اما پور حیدری دیگر به عنوان سرمربی کارآیی ندارد و شاید بتواند در پستهای اداری به کمک پاس بیاید.
از طرفی اصلا به نظر نمیرسد منصوریان و پورحیدری زوج خوبی باشند؛ چون افکار متفاوتی دارند و اختلاف سلیقهشان اظهر من الشمس است. فردا اگر پاس ننیجه نگیرد، مسلما معلوم نیست باید یقه چه کسی را گرفت. به نظر میرسد سرمربی این تیم منصوریان است! چون نه پورحیدری را میتوان سرمربی قلمداد کرد و نه منصوریان را! این مسأله هم بدون شک به ضعف مدیریت باشگاه برمیگردد.
منصور پورحیدری به عنوان کسی که خود سالها مربی منصوریان بوده، باید به او کمک کند و خوشحال باشد یکی از شاگردانش در مربیگری هم مثل فوتبال پیشرفت کند، اما شاید گاهی اوقات جدایی، بهترین راه حل و بهترین کمک باشد.
باشگاه پاس اگر واقعا به منصوریان اعتماد دارد، باید مثل کوه پشت او بایستد اما اگر اعتقاد ندارد، نباید او را بسوزاند، چرا که به هر حال منصوریان از سرمایههای فوتبال این مملکت است و حیف است در همین بدو کار مربیگریاش خراب شود. همانطور که امثال استیلی، مهابادی، کمالوند و... جزو سرمایههای مربیگری فوتبال ایران هستند و نباید آنها را سوزاند.
پورحیدری هم باید قید مسائل فنی پاس همدان را بزند و اگر قرار است بماند، در کارهای مدیریتی به اولیایی کمک کند تا منصوریان خودش تیم را جمع و جور کند و خودش هم پاسخگوی نتایج احتمالی باشد. فقط در این صورت است که میتوان به آینده پاس همدان (که تیم جوان و آیندهداری است) امیدوار بود.